نقدی بر فیلم «جهیزیه» به بهانهی اکران آنلاینکمدیِ شکستنیهاجهیزیه به کارگردانی امین قوامی یک اثرِ قابل تأمل است که شاخصههای رئالیته در یک درام را با موجِ شخصیتهای کمیک تلفیق کرده. ترکیبِ مهران احمدی و الیکا عبدالرزاقی کنتراستِ تازهای از یک پارتنرِ دوست داشتنی ارائه داده. در حقیقت این دو از نظرِ آکادمیکی منفعل کنندهی سابقه و تجربیاتِ یکدیگر هستند و مشخصاً در این اثر از کنار هم قرار گرفتنشان زوجی بدست آمده که گویی برای دفعه اول است جلوی دوربین حاضر میشوند. جدای از این بحث که تا چه میزان داستانِ فیلم بر اساسِ واقعیت بوده امّا بدرستی این میان نوشته را ابتدای فیلم میبینیم که فیلم بر اساسِ یک رویداد واقعی است. اگرچه پیش از این بنفشهخواه استعداد خود را در رقاصی نشان داده بود امّا هنگامی که برای خواهرِ صابر و همسرش میرقصد کُنِشِ جدیدی از یک بازیگر محسوب خواهد شد. حامد وکیلی هم در نقشِ همسایه روبرویی که مدام حواساش به رفت و آمدها در آن خانه است و پاستیل میخورد این تضادِّ واکنشی را بخوبی ارائه داده که آن شبی که از خانهی شما صدا میآمد من صدا را شنیدم امّا پیگیر این نشدم که چه کسانی هستند؟ در واقع سرِ نخِ یک معمای کمدی که میتواند خیلی هم اتفاقی باشد را فیلم بخوبی با بیننده در میان گذاشته. ✍️#علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم#جهزیه#امین_قوامی#الیکا_عبدالرزاقی#مهران_احمدی#بیژن_بنفشه_خواه#رقص#هنر#فرهنگ#سینمای_ایران#تحلیل_و_نظر🎩@alirafieivardanjani
26 MB
اجاره نشینهای امروزیسینمای ایران ابزارِ سینماییِ خوبی دارد و من هم هنگامی که قرار بود «جهیزیه» را ببینم گفتم دوباره فیلمی مانند «فسیل» کریم امینی، خواهم دید که ارزشِ این ابزار را بخوبی ندانسته. خوشبختانه فیلم همچون من را که با چُنین زاویهای به تماشای فیلم نشسته قانع کرد که پس از دیدنِ حجمِ بالایی از کمدیهای پایینبدنهی سینمای ایران این فیلم اثری است که میتواند تعبیری از «اجاره نشینهای» داریوش مهرجویی، امروزی باشد. شخصیتها رنگ و لعابِ مدرنی به خود گرفتهاند، وسایلْ بروز شدهاند و رفتارها با احترامِ بیشتری به هم دیگر واکنش نشان میدهند و چیزی که هنوز در خصلت فرهنگی برخی از جوامعِ ایرانی وجود دارد و قابل نقد است، نگرانی از این که دیگران دربارهشان چه فکری میکنند، خواهد بود. اگرچه امروزه دیگر اعتقادی به فرمولِ ملکیان ندارم و معتقدم آن 13 عاملی را که باعث عقبماندگی ایرانیها میداند نوعی از خوانشِ فلسفهی غربزدهی یک شرقیِ اهلِ خاورمیانه است امّا با همهی این تفاسیر این نقدِ خرافی در فیلم را فراموش نخواهم کرد که: صابر میخواهد عطسه کند و آن را به عنوان یک صبر میداند و بعد خدارا شکر میکند که پنجره تراس داشته در غیر اینصورت و... فیلم واکنشی فرهنگی از یک نقدِ خرافی در جامعهای است که آن را زیست میکند. بر اساسِ واقعیت بودنِ داستان بر استراکچرِ درام دخیل بوده امّا یک لحظه به بغضِ آن مردی فکر کنید که فیلماش دست به دست میچرخید و همه مسخرهاش میکردند که فلانی را ببین برای «جهیزیه» دخترش دارد گریه میکند. ✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani
مواظب باش از دستت نیوفتهمسئله در فیلم انتخاب کردن نیست چرا که این مسئله با چگونگی در یک دیالوگ میانِ پری و صابر مشخص میشود که آنها 6 سال عقد بودند و بعد رفتند سرِ خانه زندگیشان؛ مسئله بعد از انتخابِ چرا و با چهکسی زیستن است که جبر در آن بسیار دخالت دارد. در این جبر بیننده با دو تالیفاسد اقتصادی روبرو خواهد شد. اول اینکه آنها این «جهیزیه» را با دلار 4 هزار تومانی خریداری کردند که امروزه ارزشش میلیاردی است و دوم: شکلِ عزاداری زوجِ جوان برای غیب شدنِ بیکبارهی آن است. آنها بجای ماتم گرفتن برای خودِ جهیزیه نگران این هستند که وقتی فامیلشان میآید تا از چگونه چیدمانِ خانه دیدن کنند با یک سوئیتِ لُخت روبرو نشوند. این تالیفاسد در خود یک هژمونیِ اقتصادی نیز به همراه دارد. خوب به نحوهی درخواست صابر از برادرش دقت کنید که میگوید: تو که انباردارِ بزرگترین خیریهی شهر هستی یک کاریاش بکن. «جهیزیه» این دو تالیفاسد را بخوبی نقد میکند و البته همهی وظیفهی کمدی هم این است که درست مسائلِ درونِ یک جامعه را به تصویر بکشد و نقد کند. «گشت ارشاد» سهیلی، در ابتدا بخوبی شروع کرد امّا در ادامه درگیر ظواهر و نقض به جای نقد شد.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani