نقدی بر فیلم «اوج»ابزار یا داستان، مسئله این است؟اوج، APEX، به کارگردانیِ بالتازار کرماکور سینمایی نیست که بخشِ قصّه‌گوییِ آن را می‌شود دنبال کرد. اتفاقات در فیلمنامه‌ی یک اثرِ نمایشی در ابتدا اتفاقی می‌توانند باشند امّا باید توجّه داشت شخصیت‌ها بر اساسِ آن اتفاق نمی‌توانند شکل بگیرند یا از حالتی تغییرِ موضع دهند. مسئله‌ی بزرگِ مفهومیِ فیلم به جامعه‌ی انسانی در غرب بر می‌گردد. جامعه‌ا‌ی که فردیت دارد امّا حریم خصوصی‌اش متعلق به عمومِ افراد است. دقت کنید به سکانس‌های ابتدایی، قبل از اینکه عنوان فیلم نمایش داده شود، زن و مردی را می‌بینیم که در حالِ صعود از دیواره‌ای هستند که خطرناک بودنِ آن برای تماشاگر ثابت شده است، بر اساسِ یک اتفاقِ طبیعی که همراه با ریزش سنگ از کوه و طوفان است مرد سقوط می‌کند و... اول باید توجه داشت که این دو کوهنوردِ مجهز قطعاً باید فکرِ بلایای طبیعی هم می‌کردند؛ دوّم ابزاراتی که آنان برای پیش‌بینی راه و آب و هوا با خود داشتند چه چیزی را نشان می‌داد و در آخر باید به این نکته توجّه کرد که صعود از همچون دیواره‌ای با خرافات و شانس جور در نمی‌آید، اینکه مرد به قطب‌نمایش نگاه می‌کند و شانس صعود را محک می‌زند کاملاً غیرِ منطقی است و غیرِ منطقی‌تر آن است که این قطب‌نما همراه زن در بخشِ دوّم فیلم یافت می‌شود. عملاً پارت قبل از نمایشِ عنوانِ فیلم را می‌شود حذف کرد چرا که کاربردِ مؤثری در ادامه‌ی فیلم ندارد.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم #apex #اوج #شارلیز_ترون #فرهنگ #هنر #سینما #پایان #داستان #ادبیات #قصه #نمایش #تئاتر #ویراستی🎩 ‎@alirafieivardanjani
28 MB
جایی برای داستان‌ها نیستسینما با خیلی چیزها اشتباه گرفته می‌شود. «اوج» می‌تواند یک مستندِ هیجان‌انگیز باشد، می‌تواند اثری انگیزشی در راستای تئوریزه کردن فرضیاتِ شخصی شناخته شود و می‌تواند نمایشی از بلایای انسانی بر سرِ طبیعت و خود شمرده شود امّا نمی‌تواند سینما باشد چرا که مدیومِ سینمایی در آن رعایت نشده. فیلم توهمی از توطئه را گسترش داده که آن را با حماقت و امیالِ جنسی تلفیق می‌کند. این توهم به خودی خود دارای تالی‌فاسدهایی مکانیکی است که عاملِ اصلی در آن یافت نخواهد شد. دقت کنید به این نکته که خودتان را اگر به جای کاراکترِ فیلم، شاسا با بازیِ شارلیز ترون، قرار دهید به راحتی اعتماد می‌کنید به فردی که راه پیشنهادیِ او را به عنوانِ مسیرِ عبور انتخاب کنید و برای دومّ نیز آیا به او اعتماد می‌کنید که دعوتِ به خوراکی میل کردنش را بپذیرید؟!. فیلم با این غیرِ منطق‌ها نمایش می‌دهد زنی شب توی چادرِ کمپینگ به خواب رفته و روز که برخاسته به این شک نکرده که کسی شاید جای او را بلد باشد. آن هم کسی که همواره مجهز در حالِ سفر است. سینما با این خزعبلاتی که به نسلِ جدید ارائه می‌دهد دیگر نمی‌تواند از آثاری مانند: «آمادئوس» میلوش فورمن، «رستگاری در شاوشنگ» فرانک دارابونت، «پدرخوانده» کاپولا و... صحبت کند. آنچه به تدریج فراموشِ فیلم‌سازان خواهد شد، اهمیت داستان‌گویی از POV دوربین است؛ سینمایی که استفاده از ابزارِ سینمایی را خیلی خوب بلد است امّا داستانی برای گُفتن ندارد.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
وقتی ابزارْ هدف را توجیح می‌کندبعد از «ماتریکس» واچوفسکی‌ها، «ارباب حلقه‌ها» جکسون، «بلید رانر» دنی ویلنوو نه آن که اسکات ساخته، سینما برای عرضِ اندامِ فلسفیِ خود ابزاری در دست یافت که عبور از الگوی داستان را راحت می‌کرد. دیگر این داستان نیست که بر سکوی سرگرمی و تعلیقِ یک اثرِ سینمایی می‌ایستد بلکه امکانات ماروِلی آن است که تعریفِ جدیدی از چرایی در رویاهای سینمایی ارائه می‌کند. «اوج» در راستای این تعریف جدید قرار می‌گیرد. توانایی‌های یک کاراکتر زن رئالیته‌ی کِشمَکِش‌ها را افزوده امّا چیزی بر تعلیقِ باورپذیر ارائه نکرده. تعلیقی که بیننده را کنجکاو برای اینکه آخرش چه می‌شود؟ خواهد کرد. برای منِ بیننده به شخصه مهم نیست چه بر سرِ کاراکترِ ورزشکارِ طبیعت دوست فیلم می‌آید چرا که در ادامه هر لحظه ممکن است اتفاقِ تازه‌ای رخ دهد یا او از خواب بیدار شود. سینمای این‌روزها احیاناً اگر سرگرمی هم بوجود می‌آورد به واسطه‌ی ابزاری است که در اختیار دارد. برگردیم به تاریخ و نگاهی به نظرِ هیچکاک اندازیم که می‌گوید: من اگر جای آکادمی‌های سینمایی بودم تا چند سالِ ابتداییِ تحصیل‌شان اجازه نمی‌دادم هنرجو پشت دوربین رود. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
17:40 - 20 May 2026
Culture and Art
Film and cinema
Review

1 Reposts
519 Views